محمد ابراهيمى وركيانى
111
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
قرآنكريم مىفرمايد : آيا نديدى كسانى را كه بهرهاى از كتاب آسمانى به آنها داده شده ، [ با اين حال ] به جبت و طاغوت [ / بت و بتپرستى ] ايمان مىآورند و دربارهء كافران مىگويند كه آنها از كسانى كه ايمان آوردهاند ، به هدايت نزديكترند . « 1 » قرآنكريم خطر يهوديان و دشمنى آنان با اسلام و مسلمانان را از خطر مشركان نيز جدىتر مىداند . شايد از همين روست كه در بيان انواع مخالفان ، يهوديان را مقدم داشته : بهيقين از ميان مردم ، يهود و مشركان را سرسختترين نسبت به مؤمنان خواهى يافت و بيشترين دوستى و محبت را نسبت به مؤمنان در كسانى مىيابى كه مىگويند ما نصارى هستيم و اين به خاطر آن است كه بعضى از آنها عالمانى روحانى و راهبانى تارك دنيا هستند و در برابر حق تكبر نمىورزند . « 2 » اين آيه در كينه و دشمنى ، يهوديان را بر مشركان مقدم داشته و از اين سو مسيحيان را قابل تحملترين مخالف اسلام معرفى نموده است . از آنجاكه سبب بىخطرى مسيحيان را در سنت رهبانيت و عدمكبرورزى آنان دانسته ، به قرينهء ملازمه مىتوان گفت كه اين دو صفت در يهوديان و مشركان وجود نداشته و به همين دليل آنها همواره در صدد بودهاند هر گروهى را كه با سيادت اقتصادى و قومى يهود در تضاد باشد ، از ميان بردارند . پيامبر ( ص ) با تدوين منشور مدينه و انعقاد پيمان بين خود و همه غيرمسلمانانِ ساكن مدينه - اعم از يهوديان و مشركان - راه ابراز مخالفت آنان را تا حد زيادى مسدود كرد و بدينسان مسلمانان را براى دفع خطر مشركان مكه و هواداران آنها آماده ساخت ، اما با اين همه ، يهوديان بيكار ننشستند و بهتدريج كينهتوزى خويش را آشكار نمودند . اين كينهتوزى و حس حسادت ، با مسخره كردن و اشكال گرفتنهاى واهى ( مانند ماجراى قبله ) آغاز شد و در آخر نيز به درگيرىهايى رسمى انجاميد كه در مباحث آينده به نمونههايى از آن اشاره خواهد شد .
--> ( 1 ) . نساء ( 4 ) : 51 . ( 2 ) . مائده ( 5 ) : 82 .